على محمدى خراسانى

195

شرح كفاية الأصول (فارسى)

غايات وضو ، اقامهء نماز است و غايت ديگر آن طواف است . غايت سوّم قرائت قرآن است و غايت چهارم مسّ خطّ مصحف ، يا مسّ نام خدا و اسماء حسناى الهى است و . . . حال آيا حتما بايد وضو را براى يكى از غايات مذكور انجام دهيم تا موجب امتثال امر مولى شود و بدنبال آن سبب قرب به مولى و بالاخره سبب استحقاق مثوبت گردد ؟ يا بدون قصد توصّل به غايتى از غايات مزبور هم مىتوان وضو گرفت و مستحق مثوبت گرديد ؟ مرحوم آخوند بر اساس مبانى و مسالكى كه در تذنيب اوّل دربارهء حلّ اشكال مطرح شد ، محاسبه مىكنند ؛ امّا بر مبناى حق كه تحقيق ما را به آن رهبرى كرد ، معلوم شد كه اساسا مسألهء عباديّت و قصد قربت كردن به طهارات ثلاث ، ربطى به مقدّميّت آنها ندارد ، بلكه پيش از آن و با قطع‌نظر از اينكه مقدّمهء واجبى واقع شوند ، ذاتا يك سلسله عبادات مستحبّى هست كه رجحان ذاتى دارند و مأمور به به امر نفسى هستند و گاهى بالعرض مقدّمهء واجبى هم قرار مىگيرند . بر اين مبنا اگر مكلّف وضو را به قصد امتثال امر نفسى بجا آورد ، قطعا صحيح و مجزى است و موجب امتثال امر است و عباديّت و قرب و ثواب هم دارد و اگر باقى بر وضو باشد ، مىتواند همان عمل را مقدّمهء نماز هم قرار دهد و لازم نيست وضو را به قصد توصّل به غايتى از غايات و ذىالمقدّمه‌اى از ذىالمقدّمه‌ها انجام دهد . و نيز به قصد رجحان و مطلوبيّت و محبوبيّت ذاتى هم كه ملاك امر نفسى هستند ، مىتواند بجا آورد . پس از مقدّمهء واجب شدن هم مىتواند به قصد امتثال امر غيرى بجا آورد كه بالاجماع كافى بود ، و يا به قصد ملاك و مناط امر ( رجحان ذاتى ) بجا آورد ؛ ولى به قصد امر نفسى نمىتواند بجا آورد ؛ زيرا با آمدن امر غيرى و وجوب فعلى پيدا كردن وضو ، امر نفسى با حدّ خودش باقى نمانده بلكه در امر غيرى مندك شده است . پس بر مسلك حق كه طهارات را ذاتا و قطع‌نظر از مقدميّت ، عبادت مىدانست ، قصد همان امر ذاتى كافى است و قصد توصّل به غايتى از غايات لازم نيست . پس اگر كسى ساعت هشت صبح وضو بگيرد ، فقط براى مصلحت و مطلوبيّتى كه در خود وضوء است و